X
تبلیغات
یک دانش آموز
یک دانش آموز

welcome to 1daneshamooz.blogfa.com
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



تست
پستی برای تست

2011/4/29 توسط یک دانش آموز



كلیدهای طلایی برای كنكوری ها
كليدهاي طلايي براي كنكوري ها

اگر تا اینجا خوب پیش آمده اید، باید توانسته باشید با خودتان هم كنار بیایید. آیا می توان از همین الان، احتمال موفقیت را تعیین كرد؟ بلی! به شرطی كه معلوم باشد چقدر به خودتان اطمینان دارید و چقدر خود را باور كرده اید؟ شما می توانید بر اساس ارزیابی های خود از آمادگی های درسی و روانی و با حساب دو دوتا چهار تا و به شیوه ای منطقی، احتمال قبولی خود را تشخیص دهید. برای این كه برای سئوال «چقدر خود را باور دارید؟» پاسخی بیابید، به موارد زیر توجه كنید و وضعیت خود را با این ملاكها بسنجید.

 

1-كنكور و سرنوشت: اگر فكر می كنید كنكور سرنوشت ساز است، به طور حتم تفسیر شما از سرنوشت، نیاز به تغییر و اصلاح دارد. كنكور می تواند مهم باشد، اما نمی تواند دلیل زندگی كردن باشد! كنكور می تواند عامل پیشرفت باشد، اما دلیل خوشبختی نیست .

زندگی مهم است یا كنكور؟ بله! كنكور هر قدر هم كه مهم باشد، جزیی از زندگی است نه همه آن. باز هم تكرار می كنیم فكرهایی از قبیل سرنوشت ساز تلقی كردن كنكور و یا همه زندگی و خوشبختی و بدبختی را با كنكور تفسیر كردن، نه تنها از نظر فلسفه زندگی درست نیستند، بلكه به شدت اضطراب زا می باشند. كسی كه كنكور را سرنوشت ساز می داند، خود به خود ترس و اضطراب زیادی از قبول نشدن داشته و آرامش خود را از دست می دهند.

 

 2-قدرت باورها: نمی گوییم به خود بگویید كه در بهترین رشته قبول خواهید شد، ولی تأكید می كنیم حداقل به اندازه ای كه كار كرده اید، خود را باور داشته باشید. راحت و منطقی بپذیرید كه این قدر كار كرده اید و زحمت كشیده اید و تا این حد لیاقت و حق شماست. نه خود را كمتر ببینید و نه متوقع باشید. بزرگان به اهمیت نقش باورها در زندگی تأكید فراوان داشته اند. بیایید خود را باور داشته باشیم. خودباوری یعنی پذیرش خود، یعنی قبول واقعیت ها، یعنی كنار گذاشتن تردیدها و دودلی ها، یعنی تسلط بر خود و نتیجه همه اینها، یعنی آرامش. عجله نكنید، دست و پای تان را گم نكنید، در شك نمانید، اضطراب تان را كنترل كنید و مراقب روحیه خودتان باشید. شاید این جمله معروف حضرت امام (ره) را شنیده باشید كه:«اساس همه امور، باور انسان است.» نمونه هایی از این قبیل زیاد داریم. آنتوان چخوف هم می گوید: «انسان، همان چیزی است كه باور دارد.» اینها جملاتی رویایی نیستند، بلكه عین واقعیت هستند. شنیده اید و دیده اید كه در بازی های فوق العاده حساس فوتبال، بازیكنان به دلیل ترس از نتیجه بازی، دچار اضطراب و دلهره شدیدی می شوند.مربیان كار آمد و باهوش سعی می كنند با روشهای ممكن، اضطراب بازیكنان را كنترل كرده و خودباوری را در آنها تقویت نمایند. شاید هم باید نقش این چنین مربیان را برای خود ایفا كنید. در شماره بعد از روشهای كنترل اضطراب هم سخن خواهیم گفت. به توانایی و آمادگی های خود، باور داشته باشید.

 

 3-قدرت شك ها: آدم شكاك به جایی نمی رسد. اگر شما كسی هستید كه برای قدم به قدم فعالیت ها و برنامه هایتان دچار شك و تردید می شوید، باید در مورد احتمال موفقیت خودتان هم شك كنید. ضعیف كار كرده اید؛ بپذیرید كه باید به اندازه كارتان بهره ببرید. قوی كار كرده اید؛ چرا نباید به چیزی كه استحقاقش را دارید، نرسید. چرا این همه شك، این همه تردید و دودلی. شما كارتان را كرده اید، به خدا توكل كنید و باقی چیزها و مصلحت خود را به او واگذار كنید. همان گونه كه باورها، قدرت عظیمی در ایجاد انگیزه دارند، شك ها هم، در مقابل انگیزه ها را تحلیل می برند. بدترین زمان برای شك و تردید، همین زمانها هستند، اصلاً شما آن قدر وقت ندارید كه بخواهید شك كنید. شك ها فقط زمان را تلف خواهند كرد. اگر امروز به خاطر شك، برنامه و روش خود را تغییر دادید، از كجا معلوم چند روز و چند هفته بعد دوباره شك نكنید. شكسپیر می گوید:«تردیدها به ما خیانت می كنند. ما را از كوشش بر حذر می دارند و از پیروزی هایی كه به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد، محروم می سازند.» به شك و تردیدها زیاد میدان ندهید به خصوص وقتی به پایان كار نزدیك می شوید.

 

 4-قدرت شانس: كسانی كه باورهای ضعیفی دارند و به شك های خود زیاد میدان می دهند، خود را با شانس و اقبال دلخوش می سازند. واگذار كردن نتیجه كار به شانس نوعی رفع مسئولیت و در واقع بی مسئولیتی است. اصلاً اعتقاد به شانس یعنی شك داشتن به موفقیت، یعنی ترس از مبارزه و یعنی عدم توانایی در كنترل اوضاع. ترسو نباشید، متزلزل نباشید، سر رشته امور را از دست ندهید. به توانایی های خودتان تكیه كنید.به هیچ وجه احتمال موفقیت خودتان را در كنكور به شانس و اقبال واگذار نكنید.

 

منبع

روزنامه همشهری


2009/6/21 توسط یک دانش آموز



Blog Skin