.........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خبر دومم اینه که بقیه ی نویسنده ها(مدیر و اسیریس) باز هم مجبور به یه غیبت کوچولو شدن
....... در نتیجه شما باید تا وقتی برگردن منتظر بمونین چون کاری از دست من ساخنه نیست!![]()
خب برای دریافت کارت پستال های روز پدر به ادامه ی مطلب رجوع شود!
بای!![]()
رازی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی سده سوم هجری است.
نیمه دوم سده سوم (ه- ق) را جورج سارتون در تاریخ علم ، هم بدین عنوان "عصر" محمدبن زکریای رازی (251- 313 ه ق) نامیده است. عصر رازی دوره اولین جنبش نوزایی فرهنگی اسلامی به شمار میرود که در وسیعترین محدوده زمانی خود فاصله میان سدههای سوم و چهارم را در بر میگیرد. این دوره را که اوج "تمدن اسلام" دانستهاند، شاهد ظهور یک طبقه متوسط دولت مند و متنفذی بود که با برخورداری از اشتیاق و امکانات کسب دانش و موقع اجتماعی به پرورش و پراکنش فرهنگ کهن مدد رساند.
نام و نشان رازی
رازی پزشک کیمیایی و فیلسوف نامدار که چیز زیادی از زندگانی او دانسته نیست. طبق قول ابوریحان بیرونی در ماه شعبان سال 251ق _ 865م در ری زاده شد. نام نیای رازی یحیی بوده است و بدین نام و نسب "ابوبکرمحمدبن زکریا بن یحیی الرازی" یاد کرده است. در بعضی از منابع ، پیشه زرگری اولین کار رازی شمرده شده است. گفته میشود که وی در روم شوشههای طلا معامله میکرد و شناخت کیمیا در نزد وی از همین داستان نتیجه گرفته شده است و بعدها رازی به طب پرداخته است.
استادان زکریای رازی
مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کردهاند:
ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است. ابوزیذ بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است. ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماترلیسیم) یا گیتی شناسی بوده است. دانش شیمی و رازی رازی ، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کردهاند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: "روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند."
مکتب کیمیا
رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تاسیس کرده که آن را میتوان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. ژولیوس روسکا دانشمند برجستهای که در شناسایی کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته ، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته ، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به دانشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تاثیر فرهنگ ایرانی دوران ساسانی در پیشرفت علوم دوران اسلامی و از جمله کیمیاست که در نتیجه موجب پیشرفت علم شیمی امروزه شده است.
نظریه اتمی و رازی
در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی ، نکتهای که از نظر محققان و مورخان علم ، ثابت گشته ، نگرش "ذره یابی" یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران ، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بودهاند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییر پذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر میداند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا ، "کیمیا" ارسطویی بوده است و "شیمی" دموکریتی است. به عبارت دیگر ، شیمی علمی رازی ، مرهون نگرش ذرهگرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم "فیزیک" کار است و بسط داد.
در اروپا فرضیه اتمی را "دانیل سرت" Daniel Seer در سال 1619 از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها "روبرت بویل" آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با دیدگاههای کیمیاگران قدیم تفاوت آشکار دارد نباید گذشت که از زمان فیلسوفان کهن تا زمان او ، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با ان که نظریه رازی با مال بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات دانشمندان شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.
اکتشافات رازی در شیمی
رازی توانست مواد شیمیایی چندی از جمله الکل و اسید سولفوریک (زیت الزاج) و جز اینها را کشف کرد.
ارتباط رازی با دیگر دانشها
رازی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر خیام نیشابوری ، بررسیها و پژوهشهای خود را از جمله در چگالسنجی زر و سیم مرهون دانش "رازی" هستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبدشکافی ، جانورشناسی ، گیاه شناسی ، کانیشناسی ، زمین شناسی ، هواشناسی و نورشناسی دست داشته است.
خب............امیدوارم استفاده ی لازمو برده باشین!!!![]()
![]()
تصمیم بر این شد که برای اعضای وبلاگ در تابستان مطلب ارسال کنیم ولی مطالبش زیاد درسی نباشه
مطالب درسی رو از شروع سال تحصیلی برای اعضا میفرستیم...
اگر تا حالا عضو نشدید از منوهای بالا وارد منوی عضویت و ورود شوید کسانی هم که عضو هستند وارد همین منو شده و درقسمت ورود اطلاعات خود را وارد کنند.
اگر کسی مطلبی داره میتونه وارد کنترل پنل کاربریش بشه و از طریق لینک " ارسال نامه به مدیر" مطلبش رو ارسال کنه
لیست مطالبی که فعلا برای اعضا میفرستیم ایناست:
*داستان
*مقاله
*جک و پیامک !
* معرفی وبلاگ و وب سایت
و ....
به مرور مطالب بیشتر میشه
اولین مطلب امروز ارسال شد با عنوان " معادلات " (طنز) .....
چندی پیش در بوستون بودم .نیمه شب پس از یک سمینار تصمیم گرفتم در خیابان های شهر قدم بزنم. مردی را دیدم که بی هدف وسر گردان به هر طرف می رفت و سرانجام سر راهم را گرفت . قیافه اش نشان می داد که هفته ها کنار خیابان خوابیده است و ماهها سر وروی خود را اصلاح نکرده است .به من نزدیک شد وگفت:«آقا ممکن است خواهش کنم ربع دلار به من قرض بدهید». گفتم :«همین؟فقط ربع دلار؟»گفت:«بله ٫فقط ربع دلار.» توی جیبم یک سکه ی ربع دلاری پیدا کردم و به او دادم وگفتم : «زندگی همان را که بخواهی به تو میدهد »مردک نگاهی از روی بهت به من کرد و دور شد.
همانطور که از پشت سر نگاهش می کردم به این فکر کردم که بین افراد شکست خورده و موفق چه فرقی است؟این شخص با من چه تفاوتی دارد؟چطور است که من میتوانم هرموقع و هرجا تقریباْ هر کاری که دلم بخواهد انجام دهم اما او که تقریباْ شصت سال از عمرش گذشته است در خیابان ها زندگی می کند و شخصیت خود را به خاطر ربع دلار کوچک می نماید ؟آیا خداوند از آسمان فرود آمده و گفته است «رابینز تو آدم خوبی هستی و باید به رؤیاها و آرزوهایت برسی؟» گمان نمی کنم اینطور باشد آیا کسی امکانات و منابع خاصی را در اختیار من گذاشته است؟باز هم خیال نمیکنم .روزگاری وضع من هم خیلی بهتر از او نبود٬فقط مشروب نمی خوردم وکنار خیابان نمی خوابیدم.زندگی همان چیزی را به ما می دهد که بخواهیم .«اگر ربع دلار بخواهید ربع دلار گیرتان میآید و اگر هم در پی شادمانی وموفقیت باشید به آن می رسید »
«آنتونی رابینز»
¤ اگرباور ندارید که جهان خود را خواه از طریق موفقیت ها و خواه به علت شکست های خود میسازید٬ ناگزیر دستخوش حوادث میشوید. یعنی از حالت فاعلی به حالت مفعولی می افتید. اگر من چنین عقیده ای داشتم بارم را می بستم و به جستجوی فرهنگی دیگر و یا سیاره ای دیگر می رفتم. اگر من نتیجه ی نیروهای اتفاقی بیرون باشم ٬چه لزومی دارد که اینجا بمانم .
«آنتونی رابینز»
و در پایان: بزرگترین دروغ دنیا این است که ما بگوییم تسلط بر آنچه برایمان پیش می آید را از دست داده ایم و سرنوشت بر زندگیمان مسلط شده است.
«انسان زاییده ی شرایط نیست بلکه خالق آن است»
[در ضمن این پست با مطلب قدمی فراتر هم بی ربط نبود
]
...بای ![]()
(به یونانی: Αριστοτέλης، تلفظ: آریستوتِلِس) از فیلسوفان یونان باستان بود. اوکه یکی از مهمترین فیلسوفان غربی به حساب میآید شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود. تالیفات او در زمینهها و رشتههای گوناکون منجمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بودهاند. ارسطو بهمراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین فیلسوفان یونان باستان بودهاست. این سه تن فلسفه غربی (آنطور که برای ما آشنا است) را بر اساس فلسفه ماقبل سقراط یونان بنیاد نمودند. ارسطو فلسفه را بهعنوان «دانش بودن» تعریف میکرد.
زندگینامه
ارسطو در سال ۳۸۴ (قبل از میلاد) در خانوادهای ثروتمند از اهالی استاگیرا، شهری در شمال یونان، به دنیا آمد. در ۱۷ سالگی به فرهنگستانی به نام آکادمی افلاطون در آتن فرستاده شد و ۲۰ سال در آنجا درس خواند و تدریس کرد.
پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷، ارسطو ناکام از به اختیار گرفتن مدیریت فرهنگستان به اسوس در آسیای کوچک رفت و با پایتیاس خواهرزادهٔ فرمانروای وقت ازدواج کرد. در ۳۴۳ به دعوت فیلیپ مقدون آموزش اسکندر مقدونی را بر عهده گرفت. پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاهی خود را به نام لایسیوم تأسیس کرد.
در ۳۲۳ و پس از مرگ اسکندر، که آتن را ملحق شاهنشاهی خود کرده بود، آتش احساسات ضدمقدونی اوج گرفت و دامنگیر ارسطو شد. او به ناچار به چالسیس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگی درگذشت.
آثار ارسطو
ارسطو را میتوان از نخستین فيلسوفان تحليلي دانست. وي همچنين واضع منطق نيز هست. او با در نظر گرفتن زمین در مرکز گیتی و قرار دادن فلکهای مختلف برای اجرام آسمانی (مثلاً فلک خورشید، فلک ثوابت و...) الگویی از جهان را برای همروزگاران خود ترسیم کرد. ارسطو چهار عنصر بنیادی کیهان را آب، آتش، خاک و هوا میدانست بهعلاوهٔ عنصر پنجمی به نام اثیر که معتقد بود اجرام آسمانی از آن ساخته شدهاند. آثار ارسطو بسیار متنوع و شامل جمیع معارف و علوم یونانی (جز ریاضی) است و اصولا شامل منطقیات طبیعیات الهیات و خلقیات است که از آن جمله از (فن شعر) (فن خطابه) (کتاب اخلاق) (سیاست) (ما بعد الطبیعه) باید نام برد.
منطقیات: مقولات ,جدلیات ,آنالوطیقای اول و دوم ,قضایا ,ابطال مغالات که در کل در کتاب ارغنون(ارگانون به معني ابزار) جمع شدهاند.
کتب علمی: طبیعیات، درباره آسمان، علم کائنات جو، تاریخ طبیعی، درباره نفس، اجزاء حیوانات، حرکات حیوانات، تولد حیوانات
کتب فلسفی:اخلاق، سیاست، مابعدالطبیعه
فلسفه
ارسطو با انتقاد از فرضیه مثل(Idea)فلسفه خود را آغاز میکند. حقایق قابل ادراک وجود ندارند آنچه وجود دارد مثال نیست بلکه خرد و جزئی است.
وی گفتهاست «علم جز بر کلیات تعلق نمیگیرد». ما هنگامی میتوانیم درباره اشیاء قضاوت کنیم که نوع و جنس را بهتر بشناسیم. تعیین قواعدی که حافظ روابط صحیح قضایای کلی با قضایای جزئی و شخصی باشد خاص منطقی است که هیچکس بهتر از ارسطو درباره آن تحقیق نکردهاست همین منطق است که یکی از هدایای ارزنده و گرانبهای این فیلسوف بعالم بشریت به شمار میآید.
من جدا" شرمنده ام آپ با من بود ولی خب کامپیوترم رفت رو هوا و منم این چند روز پی درست کردنش بودم و بالاخره امشب درست شدو اومدم آپ کنم ولی دیدم یک دانش آموز جان زحمتشو کشیدن اما...
اما نکته ی مهم اینجاست ٬حالا که من با کلی ذوق و شوق اومدم٬ نمیتونم جلو فوران احساساتمو بگیرمو حتما" باید آپ کنم .بازم شرمنده
[البته از همه ی خوانندگان عزیز تقاضا مندم متن زیرو که جناب یک دانش آموز با وجود مشغله ی فراوونشون تو اداره ی کشاورزی گرگان ٬نوشتن.بخونن
]
و اما فوران احساسات ما از این قراره:
خواب دیده بود در ساحل دریا در حال قدم زدن با خداست. روبرو در پهنه ی آسمان ٬صحنه هایی از زندگی اش به نمایش درآمد. متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا در ماسه فرو رفته است٬یکی جای پای او ودیگری جای پای خدا!وقتی آخرین صحنه از زندگیش به نمایش درآمد!متوجه شد که خیلی از اوقات که سخت ترین وناراحت کننده ترین لحظات زندگی او بوده تنها یک جای پا دیده میشود و این واقعا" او را رنجاند . از خدا سؤال کرد:
«خدایا!تو گفتی چنانچه تصمیم بگیرم که با تو باشم همیشه همراه من خواهی بودولی متوجه شدم در بدترین شرایط زندگی فقط یک رد پا وجود دارد.نمی فهمم چرا؟ نمی فهمم چرا درست در مواقعی که بیشترین احتیاج را به تو داشتم ٬مرا تنها گذاشتی؟»
وخدا پاسخ داد:
«فرزند عزیز و گرانقدرم ٬من تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نگذاشتم .زمانی که تو در آزمایش و رنج بودی فقط یک جای پا می دیدی و این درست زمانی بود که من تو را بر دوش گرفتم.»
«وچون بندگانم از دوری و نزدیکی ام پرسش کنند به آنها بگو من به شما نزدیکم»
بقره-۱۸۶
شرمنده ....این اداره کشاورزی گرگان من رو کشت انقدر کار ریخته رو سرم حتی نمی تونم بیام تو نت چه برسه بخوام آپ کنم . به هر حال اندکی وقت واسه آپ کردن آوردم و براتون در مورد مونالیزا آپ کردم ....
مطمئنا همه با اثر مشهور لئوناردو داوینچی آشنا هستید . مونالیزا، اثر داوینچی (1503م) تابلوی پر رمز و راز اثر رنگ و روغن «لئوناردو داوینچی» نقاش ایتالیایی است که در طول 4 سال کشیده است .لازم به ذکر است که این نقاش فیلسوف و دانشمند بزرگ همجنس باز پگانی (پرستش کننده ی طبیعت ) و به شدت مخالف کلیسا بوده است که این موضوع در تابلوهای او مشاهده می شود .
***راز مونالیزا***
از يك رايانه براي كشف معماي لبخند موناليزا (لئونارد داوينيچي ) استفاده شد. اين تابلو نقاشي توسط كامپيوتر دانشگاه آمستردام و با استفاده از نرم افزار تشخيص احساسات تحليل شد.
نتيجه اين تحليل حاكي از آن است كه 83 درصد اين سوژه شاد، 9 درصد آن منزجز، 6 درصد آن تراسان و 2 درصد آن عصباني است.
در اين تحليل، رايانه به بررسي انحناهاي اطراف لبها و چشمان سوژه پرداخته و روحيات او را كشف كرده است.
اين تابلو كه مشهورترين پرتره تاريخ هنر است و بيش از 5 قرن علاقهمندان و عاشقان هنر را به خود مشغول كرده بين سالهاي 1503 و 1506 كشيده شده و هم اكنون در موزه لورپاريس است.
در سال 2003 يكي از پروفسورهاي دانشگاه هاروارد گفت شيوه نگاه انسان هنگام دريافت اطلاعات بصري نشان میدهد لبخند موناليزا فقط زماني آشكار میشود كه بيننده به سوي ديگر تابلو نگاه كند
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
ســـــــــلام!کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: "می گویند فردا تو مرا به زمین می فرستی، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟"
خداوند پاسخ داد : "از میان تعدادی فرشتگان،من یکی را برا یتو در نظر گرفته ام. او از تو نگهداری خواهد کرد."
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه: "اما اینجا در بهشت من کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند."
خداوند لبخند زد: فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود."
کودک ادامه داد: "من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبانشان را نمی دانم؟"
خداوند گفت: "فرشته ی تو، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی."
کودک با ناراحتی گفت: "وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟"
و خدا گفت: "فرشته ات، دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی
کودک دوباره پرسید: "شنیده ام د رزمین انسانهای بدی هم وجود دارند؛ چه کسی از من مراقبت می کند؟
خداوند گفت: "فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود."
کودک با گریه گفت: "اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم، ناراحت خواهم بود."
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره ی من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت؛ گرچه من همیشه در کنار تو باقی خواهم ماند.
در آن هنگام بهشت آرام بود، ولی از زمین صداهایی می آمد. کودک که می دانست باید برود به آرامی آخرین سوالش را از خداوند پرسید: "خدایا! اگر باید همین الان بروم...لطفا نام فرشته ام را به من بگو!"
خداوند شانه ی او را نوازش کرد و پاسخ داد: " نام فرشته ات مهم نیست...به آسانی می توانی او را مادر صدا کنی!"
آخیییییییییی!
خب نظر بدین و برای دیدن عکسا هم به ادامه مطلب مراجعه کنید. بای!!![]()